حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2338
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
كه ارد در موقع مشكلى واقع ميشد : هرگاه كمك نميكرد ، بر خلاف شئونات وى ميبود و اگر ميكرد با شخصى مانند سزار ، كه اوّل سردار زمان خود بود ، طرف ميگرديد ، بخصوص ، كه سزار ، از آنجا ، كه در جنگ حرّان پوبليوس پسر كراسّوس كشته شده بود و او ، چنان كه ميدانيم ، زيردست سزار در گالّيا تربيت يافته بود ، با ارد و پارتيها باطنا خوب نبود و انتظار فرصتى را داشت ، كه اين شكست رومىها را تلافى كند . بارى سزار بعد از غلبه بر پومپه از يونان رفت ، بىاينكه داخل مذاكراتى با ارد گردد ( 47 ق . م ) . ديوكاسّيوس گويد ( كتاب 44 ، بند 46 ) ، كه در اين وقت سزار قصد جنگى را با پارتيها داشت ، تا تاختوتاز پارتىها را در سوريّه و شكست حرّان را تلافى كند ، ولى ، چون گرفتار كارهاى ديگر بود و پارت هم يكعامل قوى براى ادامه صلح در مشرق بشمار ميآمد ، نيّت خود را آشكار نكرد و فقط پس از اينكه بجنگهاى افريقا و اسپانيا خاتمه داده ديد ، وقت آن رسيده ، كه با پارت داخل جنگ گردد ، آشكارا از جنگ با پارتيها صحبت داشت . چهار سال پس از جنگ فارسال سزار موفق گرديد ، كه دشمنان داخلى خود را قلعوقمع كند و بروم وضع رضايتبخشى بدهد . اين بود ، كه بميل او فرمانى صادر و جنگ پارت به عهده او واگذار گرديد ( ديوكاسّيوس ، كتاب 43 ، بند 51 ) . پس از آن لژيونهاى رومى به حركت آمده از راه درياى آدرياتيك بجانب مشرق رهسپار گشتند . نقشه جنگى سزار چه بوده ، معلوم نيست ، ولى پلوتارك گويد ( يوليوس سزار ، بند 58 ) ، كه او ميخواست ، بعد از فتح پارت از راه درياى خزر و قفقازيه به سكائيّه برود و از سكائيّه به ژرمانيّه ( مملكت ژرمنها ) تاخته از آنجا بايطاليا برگردد . خطّ قشونكشى را ، چنان كه سوئهتونيوس در كتاب خود ( يوليوس سزار ، بند 44 ) گفته ، سزار چنين قرار داده بود ، كه از ارمنستان كوچك بپارت حمله كند و قبل از اينكه داخل جنگ گردد ، پارتيها را بشناسد . اگر روايت پلوتارك صحيح باشد ، در اينكه سزار در اينقصد خود موفق نميشد ، ترديدى نيست ،